#پارت_۵۹۰
❤️🖤 عشق و مکافات❤️🖤
سوالی که ازم پرسید تقریبا لالم کرد!
در لحظه فهمیدم چه گندی زدم و چه سوتی بدی دادم.
لبخند روی لبم ماسید.
از من همچیت سوتی ای بعید بود و حالا فقط مونده بودم چه جوابی بهش بدم !؟
نگاهی به صورت منتظرش انداختم.کاملا مشخص بود بیصبرانه منتظر شنیدن جواب سوالش هست.
بعد از مکثی غیرعادی و طولانی با کنار گذاشتن موبایل، انگشتهامو توی هم قفل کردم گفتم:
-امیرعلی همکلاسیمه...امیرعلی و تیام پول گذاشتن رو هم واسه روز تولدم یه موبایل اندروید خریدن...
خیلی زود حرفم رو باور کرد و با تکون سر گفتم:
-چه دوستان خوبی!
عرق سردی رو پیشونیم نشسته بود که حاصل نسنجیده حرف زدنم بود اما خداروشکر که خطر از بیخ گوشم گذشت.
دوباره لبخندی زورکی زدم و گفتم:
-آره! دوستای خوبی بودن...
دلم میخواست بحث رو به کل عوض کنم.
اصلا دورش کنم از اسم و رسم و نام امیرعلی برای همین پرسیدم:
-پسرعمه گرفتن اقامت تو این کشور آسونه ؟ من میتونم یه روز خونه واسه خودم اجاره کنم !؟
بشقاب غذاش رو کنار زد و بعد کمی از نوشیدنیش رو چشید و جواب داد:
-ببین زندگی توی ترکیه به آسونی هم که تو فکر میکنی نیست!
ممکنه همون مشکلاتی که تو ایران داشتی رو اینجا هم داشته باشی اگه بخوای استقلال پیدا کنی و مستقل باشی البته منظورم مسائل مادی هست!
و فکر نکنم بتونی فقط با داشتن شغل کارگری در رستوران به رفاه دلخواهت برسی...شاید بتونی یه حداقلهایی رو برای خودت فراهم بکنی اما...اماکارت سخت تر از کسی هست که تو کشورای غربی همین موقعیت مشابه تورو داره!
آهسته و محزون پرسیدم:
-یعنی اونجا یه جوون با شرایط من میتونه یه زندگی نسبتا نرمال داشته باشه !؟
لبخند زد و با بالا و پایین کردن دستهاش جواب داد:
-نمیشه گفت صدرصد! اما خب قطعا اونجا اوضاع از اون جهتهایی که یک ایرانی درگیرشون هست بهتر هست.
اونا تحریم نیستن، اونا اگه یه استعداد خاص باشن کشف میشن، فرصت شغلی بهتری دارن، با تورم درگیر نیستن و و و....
میدونی همه چیز بستگی به تلاشهای خود آدم برای زندگیش و حتی شانسش داره!
خیلی ها بودن اونجا یه زندگی معمولی داشتن ولی الان پیشرفت کردن و خیلی ها هم هستن که رفتن و نتونتسن ادامه بدن و برگشتن.
نظر من اینه که تو میتونی به چیزایی برسی که تو ذهنت هستن اگر خودت بخوای!
اگر...خودت...بخوای !
تیکه ی آخر حرفش رو شمرده شمرده و با تاکید به زبون آورد.
انگار که بخواد به من تلنگر بزنه....
❤️🖤 عشق و مکافات❤️🖤
سوالی که ازم پرسید تقریبا لالم کرد!
در لحظه فهمیدم چه گندی زدم و چه سوتی بدی دادم.
لبخند روی لبم ماسید.
از من همچیت سوتی ای بعید بود و حالا فقط مونده بودم چه جوابی بهش بدم !؟
نگاهی به صورت منتظرش انداختم.کاملا مشخص بود بیصبرانه منتظر شنیدن جواب سوالش هست.
بعد از مکثی غیرعادی و طولانی با کنار گذاشتن موبایل، انگشتهامو توی هم قفل کردم گفتم:
-امیرعلی همکلاسیمه...امیرعلی و تیام پول گذاشتن رو هم واسه روز تولدم یه موبایل اندروید خریدن...
خیلی زود حرفم رو باور کرد و با تکون سر گفتم:
-چه دوستان خوبی!
عرق سردی رو پیشونیم نشسته بود که حاصل نسنجیده حرف زدنم بود اما خداروشکر که خطر از بیخ گوشم گذشت.
دوباره لبخندی زورکی زدم و گفتم:
-آره! دوستای خوبی بودن...
دلم میخواست بحث رو به کل عوض کنم.
اصلا دورش کنم از اسم و رسم و نام امیرعلی برای همین پرسیدم:
-پسرعمه گرفتن اقامت تو این کشور آسونه ؟ من میتونم یه روز خونه واسه خودم اجاره کنم !؟
بشقاب غذاش رو کنار زد و بعد کمی از نوشیدنیش رو چشید و جواب داد:
-ببین زندگی توی ترکیه به آسونی هم که تو فکر میکنی نیست!
ممکنه همون مشکلاتی که تو ایران داشتی رو اینجا هم داشته باشی اگه بخوای استقلال پیدا کنی و مستقل باشی البته منظورم مسائل مادی هست!
و فکر نکنم بتونی فقط با داشتن شغل کارگری در رستوران به رفاه دلخواهت برسی...شاید بتونی یه حداقلهایی رو برای خودت فراهم بکنی اما...اماکارت سخت تر از کسی هست که تو کشورای غربی همین موقعیت مشابه تورو داره!
آهسته و محزون پرسیدم:
-یعنی اونجا یه جوون با شرایط من میتونه یه زندگی نسبتا نرمال داشته باشه !؟
لبخند زد و با بالا و پایین کردن دستهاش جواب داد:
-نمیشه گفت صدرصد! اما خب قطعا اونجا اوضاع از اون جهتهایی که یک ایرانی درگیرشون هست بهتر هست.
اونا تحریم نیستن، اونا اگه یه استعداد خاص باشن کشف میشن، فرصت شغلی بهتری دارن، با تورم درگیر نیستن و و و....
میدونی همه چیز بستگی به تلاشهای خود آدم برای زندگیش و حتی شانسش داره!
خیلی ها بودن اونجا یه زندگی معمولی داشتن ولی الان پیشرفت کردن و خیلی ها هم هستن که رفتن و نتونتسن ادامه بدن و برگشتن.
نظر من اینه که تو میتونی به چیزایی برسی که تو ذهنت هستن اگر خودت بخوای!
اگر...خودت...بخوای !
تیکه ی آخر حرفش رو شمرده شمرده و با تاکید به زبون آورد.
انگار که بخواد به من تلنگر بزنه....